کد خبر 109955
۳۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

ارباً اربا/ خاطره

ارباً اربا/ خاطره

خاطره ای کوتاه از شهید دکتر سید محمد شکری

تهران – حیات خیره شده بود به آسمون. حسابی تو فکر بود. گفتم: چی شده محمد؟ انگار که بغض کرده باشه، گفت:"بالاخره نفهمیدم ارباً اربا یعنی چی؟ میگن آدم مثل گوشت کوبیده میشه، یا باید بعد از عملیات کربلای 5 برم کتاب بخونم یا همین جا توی خط مقدم بهش برسم." توی بهشت زهرا که می خواستند دفنش کنن، با گلوله توپی که خورده بود، جواب سوالش رو گرفته بود... 

برچسب‌ها